الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

252

الخصال ( فارسي )

نرود مگر به واسطهء گناهى كه به جاى آوريد ، خدا به بندگان ستم روا ندارد ، هر گاه به خواهش و بازگشت پيشى مىگرفتند گرفتارى ايشان را نمىگرفت هر زمان كه گرفتارى رسد نعمت بگريزد و اگر باز به درگاه خدا زارى كنيد با قصد پاك خدا تباهى را اصلاح گرداند ، و نيكىها را باز گرداند . هر گاه بر مسلمانى كار دشوار گردد . گشايش آن را از خداى خواهد كه كليد همه كار از اوست ، در هر كس يكى از سه منش موجود است : خود پسندى يا تكبر ، بد فالى ، آرزوى بىحاصل - هر گاه كسى از شما دچار خود پسندى باشد ، با پرستاران خود زانو زند و خوراك خورد و گوسفند به دو شد . و هر گاه فال بد زد بدان اعتنايى مكند خداى را به ياد آورد و كار را بگذارند . و هر گاه آرزوى بىحاصل كند . از خدا خواهد وى را در دست نفس سركش مدهد تا وى را به گناه افكند . با مردمان به آنچه مىتوانند دريابند و مىپذيرند سخن گوييد و آميزش كنيد ، از آنچه را كه نمىتوانند دريابند واگذاريد كار ما را هر كه در نيابد مگر فرشته نزديك به خدا يا پيامبر مرسل يا بنده‌يى كه دل وى را خدا به ايمان آزموده باشد . هر گاه ديو شما را وسوسه كند به خدا پناه بريد به خدا و پيامبر وى و بگوييد به ايشان ايمان دارم . هر گاه خدا به مؤمنى جامهء تازه دهد دست نماز گيرد و دوگانه‌يى بگزارد و در آن سورهء حمد و آية الكرسى و * ( قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ ) * و * ( إِنَّا أَنْزَلْناه ) * بخواند و خداى را ستايش كند كه تن وى را پوشانيد و بگويد : لا حول و لا قوة الا با لله العلى العظيم ، كه خداى را در آن گناهى مكند و بهر تارى از آن فرشته‌يى براى وى آمرزش خواهد .